فردا روز دیگریست!!!
که بی تو...
بر عمر تلف شده افزوده می شود!!!
همین روزها...
روز رفتن از راه می رسد...
و من طوری از خیال تو گم می شوم...
که انگار هرگز نبوده ام...!!!

نظرات شما عزیزان:
qasedak 
ساعت12:59---11 اسفند 1390
درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند
سخته بالا برویی ساده بیای پایین
قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند
یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند
پردیس 
ساعت13:28---7 اسفند 1390
تونل ها ثابت کردند که حتی در دل سنگ هم ، راهی برای عبور هست ...
ما که کمتر از آنها نیستیم ، پس نا امیدی چرا ؟
ناصر دریایی 
ساعت20:36---6 اسفند 1390
سلام مرسی عزیزم بهم سر زدی وبلاکت عالیه
کلبه ی کاغذی 
ساعت18:23---6 اسفند 1390
baran 
ساعت21:25---4 اسفند 1390
نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني . نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم . ماه گفت : چرا ؟ نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم
arezoo 
ساعت19:56---4 اسفند 1390
دستم به تو که نمی رسد، فقط حریف واژه ها می شوم ! گاهی، هوس می کنم، ... تمام کاغذهای سفید روی میز را، از نام تو پرکنم … تنگاتنگ هم، بی هیچ فاصله ای !! از بس، که خالــی ام از تو … از بس، که تو را کـم دارم … آخر مگرکاغذ هم، زندگی می شود
Ali&Arezoo 
ساعت19:55---4 اسفند 1390
دلتنگ که باشي آدم ديگري ميشوي خشنتر ، عصبيتر ، کلافهتر و تلختر ... و جالبتر اينکه با اطراف هم کاري نداري........ همه اش را نگه مي داري......... و دقيقا سر همان کسي خالي ميکني که دلتنگ اش هستي
علی 
ساعت16:12---4 اسفند 1390
تو را دوست دارم
در این باران
میخواستم تو
در انتهای خیابان نشسته باشی
من عبور کنم
سلام کنم
rasool&sohila 
ساعت13:55---4 اسفند 1390
روز رفتن از راه می رسد...
و من طوری از خیال تو گم می شوم...
که انگار هرگز نبوده ام...!!!
خيلي خوشمل بود عجيجم
امضا:سهيلا
|